تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
حس خوبیه مادری کردن ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ جمعه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent
تو جیب لباس کارش، اون جیب گنده ی اون پایین

یه قلب و یه انار که توی دل هرکدومشون

جای خالیه یه قلب دیگه بود گذاشتم :)

توی جیب اون بالا سمت چپ،

درست روی قلبش، یه قرآن گذاشتم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
لباس نظامی هاشو پوشیدم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
با پاستیل اسممو نوشتم ...

براش گُل گرفتم، خوشحالش کردم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
ناز و عشوه و زنانگی و دلبری کردن

برای تو چقدر قشنگه ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ جمعه دوازدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
ماهیِ کوچولوی آبیِ تنهام که عیدِ دو سال پیش

اومد سرِ سفره ی هفت سینمون، مُرد ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه هفتم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 11:11 نويسنده 3ilent

دیر وقت از سرِ کار اومد، برام یه شاخه رُزِ قرمز گرفته بود

با یه نامه، پُر از احساس! نامه رو خوندم و کُلی گریه کردم

و بین اَشک هام مدام تکرار میکردم که این

بهترین هدیه ایِ که تاحالا گرفتم ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: عاشقانه های صورتی, نامه ای برایِ من, پچ پچ
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ جمعه پنجم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent