تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
قشنگتری بازیِ سایه ها بازی با تو بود!

و قشنگترین سایه ی دنیا، سایه ی تَنت ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۶ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
- چه صدایی داره ...!

+ عاشقِ همین صداش شدم :)

من با این صدایی که شما بهش میگین قشنگ،

زندگی میکنم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۶ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
خدایا فقط خودت مراقبِ پاکیِ قلبمون

پاکیِ نگاهمون، پاکی دَستامون، پاکیِ سفرمون باش ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, رنگ خُدا, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
بزرگ مردِ من ...

دلش کوچولو شده بود  و بهونه گیر

آخه عاشق بود و حساس :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
۱. به دستام نگاه کرد و دَستامو بوسید

لابلای کارایِ خونه ناخونم شکسته بود،

ناخنِ شکستمو دید و یه نگاه به چشمام انداخت

با بغض گفت: ناخنت شکسته؟!

بعدشم مثلِ پسر بچه ها زد زیرِ گریه...

ناخنِ من بهانه ای بود برای ترکیدنِ بغضِ مردونه ش.

 

۲. گوشیمو گرفته بود دستشو بازی میکرد...

باهاش حرف میزدم جوابمو نمیداد

ساکت شدم، بغض کرد و گفت

ببین بی محلی چقدر بَده!

ببین چقدر بَده من کنارتم

و تو سرت تو گوشی باشه!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
حالم بَد بود...

نمیخواستم از صدای گریه هام بیدار شه

تنهاش گذاشتم و رفتم تو پذیرایی...

گریه میکردمو به خودش پیام میدادم

اومد رو سَرَم، دید که گریه میکنم

چند قدم رفت اونورتر و افتاد زمین ...

گریه میکردم و میگفتم بهم بگو که دروغ بود

زلزله میومد همینجا که افتادی یک قدم اونورتر

وایساده بودیم، زلزله مَردِ منو، کوهِ منو تکون نداد

چی تو رو انداخت زمین ...؟

خسته بود، تو خلسه میگفت: از هیچی نمیترسم ...

نه از سیل، نه از زلزله، نه آوار، از هیچی جز دوریت،

جز نبودنت ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
(رو به روش نشسته بودم و گفتم:)

+ اگه راست میگی حالا بندازم گریه ...

(یکم با بغض نگام کرد ولی بغض نکردم.)

- یکی از همکارام دو سالِ ازدواج کردن

تصادف میکنه خانومش فوت میشه!

دو سالِ ازدواج کردن...

بعد مَرده میاد خونه، میره حموم، غُسل میکنه

تمیز و مرتب یه گلوله میزنه خودش و تموم.

بخدا منم بدونِ تو نمیتونم ...

+ بغض ... اَشک ...

- دیدی انداختمت گریه ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, کافه وصال
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
چشم و نگاه و دست و لبخند و حرف و احساسِ

کسی که دوستش داری، پشتِ میزِ دو نفره ی کافه قشنگتره ...

فالِ قهوه گرفتیم و با چشمامون کلی به هم حرفِ عاشقانه زدیم!

خداروشکر کردم که فقط و فقط روبروی یه مَرد نشستم

عاشقانه نگاش کردم و دَستاشو گرفتم تو دَستام ...

حالِ این روزام آرزویِ گذشته م بوده ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, کافه وصال
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
فکرای منفی میاد تو سرم ولی به فکرا اجازه ی نفوذ نمیدم!

به بودنش کنارم فکر میکنم، به دور بودنایِ گذشته ...

قدر این لحظه های باهم بودنو باید بدونیم.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 9:9 نويسنده 3ilent
- این مُژه های خودته؟

+ هووووم ...

- مُژه هایِ خودتم دستِ کم از مصنوعی ها ندارن...

 


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
وقتی آرایش های عجیب و غریبو از صورتم پاک میکنم

قدرِ خودمو زیباییمو سلامتیمو تمامِ نعمت های خدا رو

بیشتر میدونم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
کاش روزِ عشق انقدر زود تموم نمیشد!

روزی که برای جفتمون به یاد ماندنی بود.

خیلی زود رفت کنارِ خاطرات ...

روزی که پیراهنِ دخترونه ی قرمز پوشیدم

موهامو دو گوشی بستم، کلاهِ قرمز سَرَم گذاشتم

لاک و رژِ قرمز زدم و روی لُپم دو تا قلبِ قرمز کشیدم

یه سطل رُزِ قرمز گرفتم و بادکنک های قرمز هوا کردم

شمع های قرمز روشن کردم و لبشو سُرخ کردم از رنگِ لَبَم!

قلبامون از این همه سُرخی سُرخ تر شد و نگاهمون عاشق تر!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, ولنتاین
+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
توی روز عشق ما بینِ خوندنِ خاطراتمون

تصمیم گرفتم عاشق باشم ولی عاشقتر نه!

همه جای دنیا مجنون عاشق تر از لیلی باشه قشنگه...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, ولنتاین
+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
توی روز عشق، توی خونه ی پُر از عشقمون

یه راهِ عاشقانه ی پُر از نور ساختم! انگار که اون تیکه از خونه

بهشت شده باشه، انگار که تک به تک ستاره هارو از آسمون چیدم

و روی گُل های قالی کاشتم! یه راه شبیهِ این نقاشی ها که

از زمین وصل شده به آسمون، راهی که تهش مشخص نیست!

ولی به هم قول میدیم تا تهِ بودن، کنارِ هم عاشق بمونیم ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, ولنتاین
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
همیشه که نباید ماهی توی تُنگ باشه

یروزم بخاطرِ من، بخاطرِ روزِ عشق

ماهی ها جاشو با گُل ها عوض کنن!

گُل ها توی تُنگ، ماهی ها روی شاخه ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, ولنتاین
+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 17:17 نويسنده 3ilent
چشمای آدمها چقدر باهم فرق داره

تو، چشمات آرامش داره آدم دوست داره همش نگات کنه...

آجی، چشاش استرس داره.

دوتا مریم ها، چشماشون بدجنسی داره

ولی تو دلشون چیزی نیست.

خالم، چشماش کنجکاوه همش جستجو میکنه.

مامانمم، چشاش آرامش داره.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 20:20 نويسنده 3ilent
نُه ماه پیش، همچین شب و همچین تاریخی

آخرین لحظات مجردی رو سپری میکردم

آخرین شبی که خونه ی پدرم خوابیدم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
- میدونی بزرگترین افتخارِ زندگیم چیه؟

+ چی ...؟

- اینکه از تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۹۶ هنوز یک شب رو

بدونِ من، خونه ی بابات نخوابیدی ...

+ یکی از بزرگترین افتخارات من میدونی چیه؟

- چی ...؟

+ اینکه هربار که میریم خونه ی پدرم

با غرور به انتخابم افتخار میکنم و

بهشون نشون میدم از انتخابم پشیمون نیستم.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
- مارو نمیبینی خوشحالی؟

+ من که هیچوقت تورو نمیبینم...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, متولد چشمهايت, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
دوست دارم به اندازه ی یه دریا

برایِ غَم اَنگیزیِ داستانِ غَم اَنگیزِ

چشمای پُر از غَمِش گریه کنم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, متولد چشمهايت, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
میگفت حتی اگه ما بخوایم هم

نمیتونیم مثلِ بقیه باشیم

چون ما بدونِ عشق

اصلا نمیتونیم زندگی کنیم...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
خوشبختی یعنی کسی رو داشته باشی

که وقتی دلت گرفت و چشمات خیس شد

سرتو آروم بگیره تو بغلشو دستاشو بکشه تو موهات

که یجوری حالتو خوب کنه که خودتم نفهمی چجوری؟

خوشبختی یعنی خنده روی لب های اَشکی ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 8:8 نويسنده 3ilent
اگه خدا تا آخر عمرمون

به هر کدوم از ما مثلا هزار تا نفس داده باشه

من حاضرم ۹۹۹ تایِ خودمو بدم به تو،

فقط یکیش مال خودم!

اون یکیم برای این میخوام که

نفس کشیدن تورو ببینم.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
قبل از خوابش گفت:

الان بیشتر از اونموقع که

سرِ شام بودیم دوستت دارم...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
تویِ هر حس و حالی عاشقانه کنارِ همیم!

تویِ شادی، خنده، گریه، دعوا، قهر و...

چه روز و شبایی گذشتن تا به این آرامش رسیدیم!

خدا جونم شکرت، عشقمونو مدیونتیم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, ماهگرد
+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 16:16 نويسنده 3ilent
اخلاقش امام رضایی شده ...

خدایا کمکمون کن به حقِ ضامنِ آهو

زندگیمونم امام رضایی شه ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, ضامن آهو
+ تاريخ یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
میگفت تو حرم وقتی کنارِ پنجره فولاد بغض کردی

و گفتی حلالت نمیکنم وقتی گفتی منم دلم میخواد

مثلِ همه ی زن های دیگه که دست تو دستِ

شوهرشونن خوشحال باشم به غیرتم برخورد.

به امام رضا قول دادم همونی شم که تو میخوای.

همونی که تویِ حرم دعا کردی...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, سفرنامه, شماره ی چهار
+ تاريخ چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
تلاششو کرد تا سفرمون تموم نشده،

این سفرم مثل سفرهای دیگه برام گُل بگیره

دیر وقت بود هیچ جا باز نبود.

بجاش برام روسریِ پولکیِ پیازی گرفت.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, سفرنامه, شماره ی چهار
+ تاريخ چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
- با صدایِ قشنگش برام سوره ی شمسو خوند

درست شبیهِ عبدالباسط ...

- با صدایِ خامم براش دعای فرج و خوندم...

- یه آیه اون میخوند یه آیه من ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, سفرنامه, شماره ی چهار
+ تاريخ چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
چقدر خوشحال بود از اومدنمون از اینور میرفت اونور،

هیچ کَم و کسری نمیذاشت و کلی ذوق کرده بود.

کفشامونو آورد تو و گفت نگی رفتیم خونه ی داداش

کفشامونو بیرون گذاشت.

کبابِ شب و نون صبحِ زود و خواب تا لنگِ ظهر و املتِ سه نفره

پچ پچ های یواشکی و چشمک های دزدکی و شلوارِ کُردیِ من

هیچوقت فراموش نمیشه ...


فَريـــ ـآد: عاشقانه های صورتی, برادری که هميشه کم دارمش, تهران, سفرنامه
+ تاريخ چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 12:12 نويسنده 3ilent