|
تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
|
روزی که برای جفتمون به یاد ماندنی بود.
خیلی زود رفت کنارِ خاطرات ...
روزی که پیراهنِ دخترونه ی قرمز پوشیدم
موهامو دو گوشی بستم، کلاهِ قرمز سَرَم گذاشتم
لاک و رژِ قرمز زدم و روی لُپم دو تا قلبِ قرمز کشیدم
یه سطل رُزِ قرمز گرفتم و بادکنک های قرمز هوا کردم
شمع های قرمز روشن کردم و لبشو سُرخ کردم از رنگِ لَبَم!
قلبامون از این همه سُرخی سُرخ تر شد و نگاهمون عاشق تر!