|
تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
|
- نه که شوهرمو دوست نداشته باشما
خیلی دوسش دارم. ولی عاشق نه ...
هیچوقت فراموشش نمی کنم.
+ چی شد که رفت؟
- اون نرفت، من رفتم! شوهر کردم.
+ خوب بود که عاشقش شدی؟
- نه، چون بَد بود عاشقش شدم.
ببین کسی که خوبه تو اونو نمیبینی، قدرشو نمیدونی
ولی وقتی بَد باشه، میری سمتش. میفتی دنبالش.
+ خب چرا باهاش ازدواج نکردی؟
- کار نداشت، میگفت چند سال دیگه.
منم نشستم فکر کردم، از کجا معلوم چند سال منتظرش میموندم
تهِ این رابطه جدایی نبود؟ شکستِ عشقی خیلی بَده.
+ توچی؟ عاشق شدی؟
- آره منم یبار ...
+ کی بود؟
- شوهرم :)
+ خوشبحالت ...