تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
+ اوهوم...

- نه که شوهرمو دوست نداشته باشما

خیلی دوسش دارم. ولی عاشق نه ...

هیچوقت فراموشش نمی کنم.

+ چی شد که رفت؟

- اون نرفت، من رفتم! شوهر کردم.

+ خوب بود که عاشقش شدی؟

- نه، چون بَد بود عاشقش شدم.

ببین کسی که خوبه تو اونو نمیبینی، قدرشو نمیدونی

ولی وقتی بَد باشه، میری سمتش. میفتی دنبالش.

+ خب چرا باهاش ازدواج نکردی؟

- کار نداشت، میگفت چند سال دیگه.

منم نشستم فکر کردم، از کجا معلوم چند سال منتظرش میموندم

تهِ این رابطه جدایی نبود؟ شکستِ عشقی خیلی بَده.

+ توچی؟ عاشق شدی؟

- آره منم یبار ...

+ کی بود؟

- شوهرم :)

+ خوشبحالت ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent