تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
انگشت کوچیکه ی دستشو به زور میکرد تو سوراخِ دماغم

با یه تعجبی میگفت چقدر سوراخِ دماغت کوچیکه!!!

میگفت انگشت شصت پامو کردم تو سوراخِ دماغِ خواهرم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent