تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
عشقِ صورتیِ من ...

میدونی عزیزم؟ همونطوری که من مَرد نیستم و خیلی چیزا رو

نمیدونم! تو هم زن نیستی و خیلی چیزا رو نمیدونی!

نمیدونی دلبری کردن برای کسی که عاشقته، برای اون یه

جفت چشم، چقدر قشنگه. وقتی نگات میکنه، وقتی ذوق میکنه.

وقتی لذت میبره از لباسات، آرایشت، تنت، از کنارت بودن.

نمیدونی چقدر حس خوبیه. آدم حس میکنه ملکه ی شاه جهانه.

عزیزترینم یکم دقیق تر شی کاملا متوجه میشی که

دنیای زنانه ی من چقدر کوچیکه ...

یه روز این لباس، یروز اون لباس. یه روز آرایش اینجوری،

یه روز آرایش اونجوری. یه روز سرکش، یه روز رام.

یه روز با خنده، یروز با گریه. اینا همش به خاطرِ توعه.

به این خاطره که بگم مَردِ مَن میدونم خسته ای،

میدونم ذهنت درگیره، میدونم کلافه و بی حوصله ای‌. میدونم ...

ولی من اینجام، حواست به منم باشه، درکم کن

عاشقانه باهام زندگی کن، مَن "توجه" میخوام ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 9:9 نويسنده 3ilent