تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
بميرم برای دستانـــ ــ ـ سادهـ اَم ...

که نتوانستند آن طور که بايد اَنگشتانـــ ـِشان را در ميان مـــ ــ ـوهايت برقصـــ ـانند ...

که نتوانستند غوغـــ ـايی , آشوبـــ ـی , جنگـــ ـی در دلـــ ــ ـَت به پا کنند ...

که نتوانستند وِردی , ســـ ــ ـحری , جـــ ــ ـادويی بخوانند ...

بميرم برای دستانـــ ــ ـ سادهـ اَم ...

که نتوانستند خاطرهـ ای از خودشان برايـــ ـَت بسازند ...

بميرم برای دستانـــ ــ ـ تنهـــ ـايم ...

بميرم ...

بميرم ...

بميرم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent