تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
کاش وقتی چشمامو باز کنم دنیا و آدمهاش یه جور دیگه باشن!

کاش آدمها کمی باهم مهربون تر باشن، کمتر تو زندگی هم سرک بشن!

کمتر حسادت کنن، کمتر حرص بزنن، کم دروغ بگن، کم تهمت بزنن!

کمتر زخم زبون بزنن، کمتر دل بشکونن ...

کاش آدمها کاری نکنن که ازشون بترسی!

که وقتی کنارشون بشینی نیشت بزنن و فراریت بدن!

کاش مجبورت نکنن بخاطر فرار ازشون دروغ بگی!

کاش آدمها مثل قدیم ترها صاف و صادق بودن، نه حالا که

پشت هر حرف و پشت هر خنده و پشت هر نگاهشون

پُر از دوز و کلک و نیشه و کنایه و تمسخره ...

کاش آدمها اعتمادی که سخت جلب شد و خراب نمیکردن

که مجبور شیم به همه بی اعتماد شیم، حتی خودمون!

کاش آدمها یکرنگ بودن نه حالا که هزار رنگ بودنشون

حالتو بهم میزنه ...

کاش آدمها پاکی و صداقت و سادگیشونو خراب نمیکردن

که مجبور شیم توی دنیای به این پَست و کثیفی زندگی کنیم!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 3:3 نويسنده 3ilent