تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
کلی دنبالِ اون جمعه گشتم ...

چه روزی بود؟ از کدوم ماه ...؟!

راست راستی انگار فراموشش کرده بودم.

ولی پیداش کردم، نمیخواستم که گُمِش کنم!

جمعه ی خیلی بَدی بود، همون جمعه ای که داد زدیم

دعوا کردیم، کتک خوردم، گریه کردم، تنها موندم ...

هیچکدوم از اینا به اندازه ی آخریش دَرد نداشت ...

بگذریم اون جمعه شوم بود ولی باید میبود!

باید میبود که مارو اینطور عاشق تر از قبل کنه.

خدایا شکرت ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۶ ساعت 9:9 نويسنده 3ilent