تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...

ديدن روی تُرا باز هوس گشت مرا ...

خاطره وقت سحر بانگ جرس گشت مرا ...

دوريت باز مرا حلقه ی داری شده بود ...

که به ناگه خبرت راه نفس گشت مرا ...

از همان روز که "تو" رفتی و داغم دادی ...

طرح لبخند جهان نيز عَبس گشت مرا ...

تا که زنجير غمت بال و پرم را بربست ...

آسمان حَرمت ، سَقف قفس گشت مرا ...

| با وجودت دلم از ايل و قبيله ببريد ...

تا که رفتی به خدا بی همه کس گشت مرا ...|


فَريـــ ـآد: شاعر اميد حسينخانی, عکاس حسن الماسی, 3ilent گرافی, گالری سکوت
+ تاريخ چهارشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۴ ساعت 2:2 نويسنده 3ilent