تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...

از اين کوچه عطر شعر عاشقانه می آيد ...

نوای ساز دخترکی از آن خانه می آيد ...

کنار اين ديوار سپيد و پرچين بلند ...

ندای خوش از صدای صادقانه می آيد ...

وای عود و چنگش می بردم به سوی خيال ...

خدای بخواهد ز يار گم شده ام نشانه می آيد ...

چو می رسم به يار سفر کرده در عالم خواب ...

ز شش جهتم ساغی و ساغر و پيمانه می آيد ...

چگونه ره بسپارم از اين خيال عزيز ...

که از لب چون شکرش هزار فسانه می آيد ...

مدام مست می سازد مشام رهگذرانش را  ...

| قسم که از حياط خانه بوی گلخانه می آيد ... |

به روشنی نديده کس رخ چون گل عذارش را ...

ولی شنيده ام که مه صفت از افق شبانه می آيد ...

گرچه نهاده مُهر سکوت بر لب خويش ...

ولی ز قلمش ترنم و سرود و ترانه می آيد ...


فَريـــ ـآد: شاعر اميد حسينخانی, تصوير سازی, گالری سکوت
+ تاريخ یکشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۴ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent