|
تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
|
آنقدر تنها که در انتظار یک نگاه گرم ,
در کنار حوض نقاشی هایم ,
بی جان افتاده است ...
تنهایی خیلی تنهاست ...
و کسی نیست که در این آبان سرد ,
دستان دلش را گرم کند ...
تنهایی خیلی ...
... خیلی تنهاست ...