تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
فاصلهـ ـ يعنی "تـــ ــ ـو"...

 وقتی که دوری از "منـــ ــ ـ"...

فاصلهـ ـ يعنی در قاب دوربينِ "تـــ ــ ـو" , "منـــ ــ ـ" نيستم...

و در قاب دوربينِ "منـــ ــ ـ" , "تـــ ــ ـو" نيستی...

فاصلهـ ـ يعنی عکس هايی که بدون هم ميگيريم...

فاصلهـ ـ يعنی دوربين ها هيچکدام "منـــ ــ ـ" و "تـــ ــ ـو" را کنار هم نديده اند...

فاصلهـ ـ يعنی اين 3 نقطه ها...

فاصلهـ ـ يعنی...

اصلا ميدانی...

عکاس خوب فاصلهـ ـ را ميفهميد وقتی دستهايمان از هم دور بود...

ميبينی حالا که يک دنيا بينمان فاصلهـ ـ افتاده است همه ی دوربين ها آماده اند...

که "منـــ ــ ـ" و "تـــ ــ ـو" فاصلهـ ـها را کنار بزنيم و در يک قاب خاطره شويم...

همه چيز آمادست فقط کافيست باز هم کنارم بنشينی...

دستت را روی شانه هايم بيندازی و با هم بگوييم سيبـــ ــ ـ ...

و بعد هم همه ی دوربين ها را فريبـــ ــ ـ دهيم...

چيکـــ ــ ـ چيکـــ ــ ـ...

فاصلهـ ـها تمام شد...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ فاصلهـ ـ يعنی روز و شب هايی که گذشتند اما خاطراتش را با هم شريک نشديم...

+ راستی ديگر صدايم نميکنی فکر نکن که حواسم نيست...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent