تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
- خاله ...؟؟؟

من برم خونمون اسمم یادت میره ...؟؟؟

+ نه عزیزم تو که میری همش از تو و کارات میگم

تا وقتی بازم برگردی ...

 

+ راشین ...؟؟؟

تو بری خونتون اسمم یادت میره ...؟؟؟

- نه ناحرت میشم ، تو توو قلبمی ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عروسکی به نام راشين
+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent
جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی

دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی

چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو

بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی


فَريـــ ـآد: شاعر عطار نیشابوری
+ تاريخ یکشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
تب صفر درجه ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا
+ تاريخ پنجشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent

آدم ها هم

مثل درخت ها بودند !

یک برف سنگین ،

همیشه بر شانه های آدم وجود داشت

و سنگینی اش ، تا بهار دیگر

حس می شد . . .


فَريـــ ـآد: شاعر عباس معروفی, عنوان گروس عبدالملکیان, تصوير سازی, گالری سکوت
+ تاريخ شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 3:3 نويسنده 3ilent

اسفند . . .

ماهیِ قرمز کوچکی ست

که فکر می‌کند

تُنگ ،

دریاست . . .


فَريـــ ـآد: شاعر کامران رسول زاده, تصوير سازی, گالری سکوت
+ تاريخ شنبه یکم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 11:11 نويسنده 3ilent