تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...

امشب کجا تابيده ای , چشم انتظارم ماه من

شب را کجا خوابيده ای , دل بی قرارم ماه من

هر شب کنار پنجره در انتظارت بوده ام

تا در بيايی از افق , رويت ببينم ماه من

من گرچه در روی زمين , در بر نمی بينم تو را

شب رستگارم ميکنی گر رخ نمايی ماه من

هر زمينی ماه دارد هر قراری بی قرار

من که شب را بی تو سر کردم چه گويم ماه من

در حسد چون آتشم از برکه ی کوچک چرا

تا سحر عکس تو را در چشم دارد ماه من

در غمت می گريم از ابری که رويت می کشد

لطف کن رويی به من بنما دمی ای ماه من

با ستاره رازها گفتم سحر شد بی وفا

بر نگاهت قانع ام , مهتاب کن ای ماه من

آنقدر از دوريت من می سرايم در زمين

تا که از هفت آسمان پايين بيايی ماه من


فَريـــ ـآد: شاعر اميد حسينخانی, عکاس حسن الماسی, 3ilent گرافی, گالری سکوت
+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent