|
تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
|
میومدن و میرفتن، هیچکس باورش نمیشد که
زلزله باشه، نمیتونستی تصور کنی
که یک لحظه بعد چه اتفاقی میفته؟!
زندگی چقدر پوچه، این همه تلاش و تقلا
این همه حرص و طمع و حسد، تهش هیچی نیست ...
برای مرگ فرقی نمیکنه چقدر پول داری، جایگاهت چیه؟
پولدار باشی یا گدا، بالا باشی یا پایین تهِ همه یکیه ...
انسان چقدر حقیره در برابرِ عظمتِ پروردگار ...