تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...

سَـــبز آبـــی ها که دلبری کردن نياموخته بودند ...

اينبار دست به دامان اين سُـــرخی ها می شوم ...

شاخه گُلـــ ـی , سُرخـــ ــ ـ ...

اَنـــ ـاری , سُرخـــ ــ ـ ...

لَبـــ ـانی , سُرخـــ ــ ـ ...

و ...

گونـــ ـه هايی , سُرخـــ ــ ـ تَر ...

اما ناگهان ...

پيراهن سفيد "تـــ ــ ـو" ,

تمام رَنگـــ ــ ـهايم را , نقشـــ ــ ـ بَر آبـــ ــ ـ می کند ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش, تصوير سازی, گالری سکوت
+ تاريخ یکشنبه نهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent