|
تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
|
بنشين خستگی از تَن بتَکان | بنشين حال بَد ـَت را بِرَهان ...
بنشين خيره ی اين دوربين شو | بنشين نور ببين و نور شو ...
بنشين حال مرا خوب ببين | بنشين چشم مرا خون ببين ...
بنشين هست مرا با "تو" سُخَن | بنشين نيست مرا نای بُدَن ...
بنشين وای لباسـ ـَت خاکيست | بنشين وای دو چشمـ ـَت خاليست ...
بنشين حالِ دلـ ـَم طوفانيست | بنشين روز و شبم بارانيست ...
بنشين قافيه ی شعرم باش | بنشين زمزمه ی روحم باش ..
بنشين خستگی اَت را دَر کن | بنشين حال مرا بهتر کن ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ خسته ی راهی و لباسـ ـَت خاکيست | تشنه ی آبی و دو چشمت خاليست ...