تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...

آدم باید کسی را داشته باشد

در همین نزدیکی های زندگیش ...

که هر وقت این چنین بی تاب واژه شد،

به او پناه ببرد...

باید کسی باشد که بدانی واژه هایت را می فهمد،

بی تابیت را می خواند...

آدم باید کسی را داشته باشد

که وقتی این چنین آشفته و بی قرار شد،

همه ی کلافگی هایش را بریزد در دستهایش

و بدون هیچ سوال و جوابی

پناه ببرد به دستهایش و آغوشش

و شوقی که در نگاهش هست...

آدم باید کسی را داشته باشد

که بغض هایش را فرو نخورد

جلوی آن رها کند اشکهایش را...

و با حالتی بگوید آمده ام بغض هایم،

بی قراری هایم ،کلافگی هایم را بریزم در دستهایت!

آدم باید کسی را داشته باشد

که بی پروا جلویش خودش باشد

آدم باید کسی را داشته باشد...

+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۱ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent