تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
اين روزها بيگانه ای با من است...

 هر کجا که ميروم , تنهايم نميگذارد...

هر روز در آينه ميبينمش...

به او سلام ميدهم...

از کابوسهايم برايش ميگويم...

گاهی نوازشش ميکنم و گاهی هم از خود ميرانمش...

راستش را بخواهيد...

درد دارد که برای چشمانت نيز غريبهــ باشی...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا
+ تاريخ پنجشنبه یکم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 4:4 نويسنده 3ilent