|
تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
|
که امروز در انتظار بوسه ای , اينچنين به لب هايم خيره ماندی...؟
فرياد چشم هايم را در کدام گورستان زنده به گور کردی...
که امروز در انتظار نگاهی , اينچنين به چشمانم خيره ماندی...؟
دفتری را که "دوستت دارم هايم" را برايت سر مشق زدم کجا جا گذاشتی...
که امروز يادت افتاده بايد مشق هایِ ننوشته ات را دقيق بنويسی...؟
دستانم را در ميان کدام خاطراتت رَها کردی...
که امروز در انتظار دستانم , اينچنين در پِی من هستی...؟