|
تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
|
حالم از نوشته های گذشته و بچه بازیام بهم میخوره
دلتنگ شدن برای کسی که حتی تاریخ تولدتم یادش نیست،
اونو در حد عشق، بالا بردن و براش عاشقانه نوشتن،
مسخره ترین حس دنیاست ...! حرصم میگیره از این همه
بچه بودن، از این همه حماقت، از این همه خنگی، از این همه خریت!
شاید یروز نوشته هایی رو که دوست دارمو یه جا یادداشت کردمو
اینجا رو پاک کردم ... خیلی مسخره ست ...