تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...

منـــ ــ ـ ،

اين چشمـــ ــ ـهای بـ ـی تـــ ــ ـو را

به کجای اين شهر بدوزم

که هنوز نرفته باشی ؟

.

.

.


فَريـــ ـآد: شاعر کامران رسول زاده, 3ilent گرافی, گالری سکوت
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
در بام هر خانه ای , خاطراتـــ ــ ـ سرگردانـــ ــ ـی پرسه می زنند ...

که شبـــ ــ ـها سراغ دخترکان پريشانـــ ــ ـ شهر می روند ,

خوابـــ ــ ـ را از چشمـــ ــ ـانشان می ربايند ,

و سکوت خلسه هايشان را در هم می شکنند ...

آن دورتر ها در ميان خلسه هايم چه کسی پرسه ميزند ,

که صدای قدم هايش گوشهايم را کَر کرده ...؟

می شود بيايی نزديکتر تا ببينمت ...؟

حالا که ديگر بينمان جاده ای نيست , چرا به اين سمت ديوار نمی آيی ...؟

حالا که کنارم هستی , چرا آن دور ايستاده ای  ...؟

آخر از آن دور چگونه ميتوان صدایِ احساســـ ــ ـ دخترکـــ ـی را شنيد ...؟

نزديکـــ ـتر بيا ...

نزديکـــ ـتر بيا ... تا باز هم زير بارانـــ ــ ـ , خاطراتـــ ــ ـ را از بام اين خانه جارو کنيم ...

آخر ميدانی ...؟

هر شبـــ ــ ـ از اين سقفـــ ــ ـ سوراخـــ ــ ـ ,

خاطراتـــ ــ ـ يخ زده می چکد بر چشمانـــ ــ ـ تبـــ ــ ـ دارم ...

و منـــ ــ ـ از صدای چک چکـــ ـشان ,

در اين خانه ی سرد و تاريکـــ ــ ـ عجيب ميترســـ ـَم ...

نزديکـــ ــ ـتر بيا ...

و با خودت يک فانوســـ ــ ـ و يک آغوشـــ ــ ـ گرمـــ ــ ـ برايم بياور ... 

ديگر طاقت اين سياهـــ ــ ـی و سَـــ ــ ـرما را ندارمـــ ــ ـ ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
چه آرامشی دارد ... 

خوابـــ ــ ـيدن در آغوشـــ ــ ـی که ,

درست است حجمـــ ـَش کم است اما ...

وسيع ترين آغوشـــ ــ ـ دنياست  ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عروسکی به نام راشين
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 5:5 نويسنده 3ilent
ببخشـــ ــ ـ مرا ...

که قـــ ــ ـرار بود ...

بـــ ـی "تـــ ــ ـو" بميرمــ و هنوز ,

زندهـ امـــ ــ ـ ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های بی معشوق
+ تاريخ شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ ساعت 14:14 نويسنده 3ilent

به تمامـــ ِ حوضـــ ــ ـ های فيروزهـــ ــ ـ ای و

ماهيـــ ـانِ قرمز ـِشان قسَمـــ ــ ـ ...

وقتی که چشمانـــ ـَت را بر هم می گذاری ,

در اينـــ ـجا دخترکـــ ــ ـی ...

از تمامـــ ِ کوره راه هایِ خاطراتـــ ــ ـ , عبور می کند ...

صورتـــ ـَش را به دَهانـــ ـَت نزديک می کند ,

و دانه به دانه ی نَفَســـ ــ ـ هایِ گرمــ ـَت را می چيند ...

که هيزُمـــ ـی باشند برای گرمـــ کردن آغوشـــ ـَش ,

در اين سَـــ ــ ـرمایِ بــ ـی کَسی ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های بی معشوق, عکاسی, گالری سکوت
+ تاريخ جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent

پايان نمی دهند مرا , خارهایِ تشويش ...

چَنگ زده اَند به دامن ِ خيالم ...

و سَد شده اَند , عبورم را ...

آه ...

چندی است بُغضـــ ــ ـ کرده اَم ...

مثل ِ يک اَنـــ ــ ـار , لبِ پَرچين ...

و شوق ِ ترکيدنـــ ــ ـ دارم ...!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ ( هديه ی يلـــ ــ ـدا ... )


فَريـــ ـآد: شاعر رحمان فلاحی مقدم, 3ilent گرافی, گالری سکوت, یلدا مبارک
+ تاريخ دوشنبه یکم دی ۱۳۹۳ ساعت 4:4 نويسنده 3ilent