تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
هیچ لباسی

به تنم زیبا نیست!

جز آغوشت ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی
+ تاريخ پنجشنبه سی ام دی ۱۳۹۵ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
اولین چیزی که بذهنم رسید

بی پناهیِ یه زن و بدبخت شدنش

دومیشم بچه ای که بی پدر شد ...

دنیا از آنچه که فکر میکنیم بی رحم تره :'(


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عنوان کامل غلامی, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه سی ام دی ۱۳۹۵ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
دارم گریه میکنم ...

اینبار بخاطر بدی های من و خوبیای تو!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
اسمِ دخملمو پیدا کردم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 20:20 نويسنده 3ilent
- اع اشتباه زنگ زدم ...

+ کی خونه ست؟؟؟

- هیچکی خودم تنهام

+ مامانت کجاست؟

- رفته باشگاه

+ بابات کجاست؟

- با دوستاش رفته ولگردی

+ ... :/

- تو بیا پیشم، تنهایی بیای ها!

به هیچکسم نگو، گولشون بزن

بگو میرم مردِسِه!

+ o-O ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ, عروسکی به نام راشين
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
یکی از دغدغه های اطرافیانم این بود که

"شوهر" قد بلند از کجا باید پیدا کرد...؟

منم بارها در جواب گفته بودم

شوهرِ قد بُلند باید منو پیدا کنه...!

باید اعتراف کنم که بزرگترین ترس زندگیم

کوتاهیِ قدِ همسرِ آینده بود، و از چیزی که ترسیدم

سرم نیومد ... :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
خداروشکر، دخترِ بلند تر از منم هست :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
تو که قدت کوتاست و شوهر دو متری پیدا کردی

چرا نگران منین که شوهرم قدش کوتاس یا بُلند؟

میشه یکی از این دومتریا واسه من نباشه؟


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
- کدوم خری میتونه با تو زندگی کنه با این اخلاقت...؟

+ همون جوری که یه خری پیدا شده تورو با این اخلاقت

تحمل کنه، یه خری هم منو تحمل میکنه ... :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 14:14 نويسنده 3ilent
خیلی از کارایی که انجام میدم

به خیلیا مربوط نیست...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent
فکر کنم خونمون شبیه این کافه چوبی ها شه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent
صدایِ بُلَندِ خواب هام، تا بیداری هم اومد :|

جوری که از صدایِ خوابم، از خواب پریدم :/


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 8:8 نويسنده 3ilent
از علائم بارز عاشق شدن

گیجی و حواس پرتیه :D

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۵ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
+ ببخشید عصبانی شدم، امشب کلا خوب نیستم :)

- چرا هروقت بهت زنگ نمیزنه اینجوری میشی؟؟؟

+ تو از کجا میدونی؟؟؟

- مگه میشه ندونم؟ امروز که زنگ زد، دیگه چته؟؟؟


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
از یک جایی به بعد

دلتنگی را نمیتوان گریست!

دلتنگی را باید فریـاد زد ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
امشب یجوری ام ...

خودمم نمیدونم چجوری[!]


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
این قضیه ش چیه که من

از شونه های پهن و ورزشکاری خوشم میاد

ولی دوست دارم شونه های خودم کوچیک شه؟!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
بعضی ها اینجوری چشمشون دنبالِ

لباسای تنت و کفش های پات و وسایل خونته

میگن نکنه یوقت یچیزی بخره و ما ازش نداشته باشیم[!]

ولی باید بگم کور خوندین، من سلیقه دارم که شما ندارین :D

سلیقه رو هم که هیچ جای دنیا و تو هیچ مغازه ای نمیفروشن :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ ساعت 11:11 نويسنده 3ilent
عزیزم، دلبندم ...

نه تخریبتو خواستیم، نه تعریفتو !

امیدوارم به جایی برسم که تقلید و حسادت

و انتقادای ناسازنده ی دیگران، حالمو خراب نکنه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
وقتی از یه چیزی میای تنقید کنی و میزنی تخریبش میکنی!

از روی هر قصد و قرضی که هست. از روی حسادت، شوخی،

اختلاف سلیقه و اختلاف نظر، هر نیتی که داشتی اون موقع

لطفا رو حرفت بمون! چون بعد از ناراحت کردن طرف مقابل

و شاکی شدنش، دیگه تعریف و تمجید و تایید کردنش بی فایده ست!

تعریف کردنای اینچنینی دیگه بی ارزش میشه و حتی اگه آدم بخواد

نمیتونه که باورشون کنه. چون حس میکنه دروغه و فقط رفعِ

دلخوش شدنِ طرف مقابل استفاده میشه و جا داره که

طرف مقابل هم در جوابِ اون شخص و بجای تشکر و ذوق و لبخند.

با یه عَر عَر سرو ته قضیه رو هم بیاره و به احمق فرض شدنش

خاتمه بده. :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
دنبال بهونه میگردم

دلم میخواد با یکی دعوا کنم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 20:20 نويسنده 3ilent
دارم به "دوست" ها و "دوستی" هایی که داشتم فکر میکنم...

واقعا چندتاشون "دوست" بودن؟ برای چند نفر "دوست" بودم؟

خلاصه ی کلام که دوستای من به محض پاک شدن تلگرام

بسیار کمرنگ و محو شدن، اینا مهم نیست فقط یسوال ذهنمو

مشغول کرده. یعنی رفاقت های پسرام اینجوریه؟


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 20:20 نويسنده 3ilent
این غیب شدنای یدفعه ت، حرصم میده :)

دارم تمرین میکنم بجای زنگ و پیامهای زیاد

جلوی احساسمو بگیرم تا خودت پیدات شه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
بابا جان! پدر و مادرای عزیز

شما تا یه جایی مسئولین، مسئول اینکه ببینین

بچه تون هر شب مسواک میزنه یا نه؟ بعد از حمومش

موهاشو خشک میکنه؟ بعداز هر سرویس دست و پاهاشو میشوره؟

آب دستشو رو فرش ها نریزه؟ پاشو با چی خُشک کرده؟

تهِ لیوان آبش چکه میکنه؟ چقدر روغن میریزه تو غذا؟

ظرف هارو چجوری و با چه زوایایی میچینه تو ماشین؟

چی تنش میکنه؟ چجوری آرایش میکنه؟ لاک میزنه؟

نماز میخونه؟ هوووووووووووووووووووف ...

پس قدرت انتخاب و اون استقلالی که خدا در اختیار انسان

گذاشته کجاست بابا؟ من بعداز 23 سال هنوزم اینارو میشنوم...

حرف، یه بار، نه دو بار، نه تهش سه بار ارزش داره ...

دیگه بعد از اون فقط لج طرف مقابلو درمیاره.

درسته که از اول تا آخر زندگیم هرکاری که خودم خواستم انجام دادم.

از این به بعد زندگیمم به هیچ وجه به شما مربوط نیست ...

اونجوری که بخوام راهمو میرم، قرار نیست کسی تو قبر من باشه!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 11:11 نويسنده 3ilent
خدایا بعضی ها چرا انقدر منبر دوست دارن؟

حالا علمشو داشته باشی و بری رو منبر حرفی نیست.

حرص درارترین اتفاق دنیا بی سوادی و ادعاست!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 10:10 نويسنده 3ilent
هرچیزی که تو زندگیم بلد نباشم

اینکه خودی نشون بدمو خیلی خوب بلدم ...

همون موقع که دست کم گرفته بودیم

اونقدر تلاش کردمو عرق ریختمو دو پله دو پله اومدم بالا

که خودتم فکرشو نمیکردی من که فروختیم به اون

شاگرد تازه واردت، اینجوری خودمو نشون بدم!

حالام که واسه من شاخ شدی و جواب منو نمیدی،

راهشو بلدم خودمو ثابت کنم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 2:2 نويسنده 3ilent
من فقط یبار عاشق شدم...

شایدم هزار بار عاشقِ یه نفر شدم!

نمیدونم کِی و کُجا داستانِ این عشق شروع شد

ولی یروز که چشمامو باز کردم دیدم جلوی یک جفت چشمم!

یه جفت چشمِ قهوه ای، چشمای قهوه ایِ ترکمنی ...

اصلا ترکمنی یا بادومی بودنش مگه فرق داره؟!

مهم اینِ یه جفت چشم مالِ "تو" باشه...

این مالِ "تو" بودنِ که بهش زیبایی میده :)

چشمای من مورب روبه بالا و چشمای تو مورب رو به پایین.

این مورب بودن که توی نگاهمون انحراف ایجاد نمیکنه؟؟؟

برای من نگاهت مهم بود که اونقدر غرقش شده بودم که

حتی پلک هم نمیزدم، فقط بی صدا اشک میریختم :)

طاقت دیدنِ اشکامو نداری، لب وا میکنی که سکوتو بشکنی

میخوای حالمو عوض کنی و جلوی اشکامو بگیری!!!

انگشتمو به نشونه ی سکوت روی لبات میذارم

با چشمام بهت میگم: دلت میاد وقتی چشمامون

انقدر قشنگ عشقبازی میکنن، خلوتشونو بهم بزنی؟


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 2:2 نويسنده 3ilent
چقدر چرت و پرت نوشتم تو وبم.

حالم از نوشته های گذشته و بچه بازیام بهم میخوره

دلتنگ شدن برای کسی که حتی تاریخ تولدتم یادش نیست،

اونو در حد عشق، بالا بردن و براش عاشقانه نوشتن،

مسخره ترین حس دنیاست ...! حرصم میگیره از این همه

بچه بودن، از این همه حماقت، از این همه خنگی، از این همه خریت!

شاید یروز نوشته هایی رو که دوست دارمو یه جا یادداشت کردمو

اینجا رو پاک کردم ... خیلی مسخره ست ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
دارم به این فکر میکنم که

چجوری ممکنه بازم همدیگه رو ببینیم؟

شاید یروز اتفاقی توی خیابون!

خدا میدونه کِی و کُجا، شاید همین فردا

شاید یروزی که دَست دخترمو گرفتم

و همینجوری که میخوایم از خیابون رد شیم

یدفعه پشتِ یکی از چراغ قرمزای شهر

چشمام، دو تا چشمِ قهوه ایِ آشنا میبینه ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش, پچ پچ
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۵ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
عشق یعنی:

یواشکی مکالماتمون رو ضبط میکنم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ, عشق یعنی تو
+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۵ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent