دیگه حرصم نمیداد، باهام خوب تر شده بود.
گفتم چرا دیگه حرصم نمیدی ...؟
گفت قراره از خونوادت جدا شی، گناه داری :(
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
21:21 نويسنده
3ilent
خونه م، توی یکی از خونه های
پیراهنِ چارخونه ی آبی رنگشه ...
توی اون خونه ای که به قلبش نزدیکتره :)
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عنوان مهدی فرجی,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
20:20 نويسنده
3ilent
کُت تنش کرد
همینکه دیدمش به طرزِ ملیحی
نیشم باز گشت و چشمونم خمار :)
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
17:17 نويسنده
3ilent
گفتم: "از روزی که بیام خونه ی تو،
خونه ی بابامم برام خونه ی غریبه ست.
هرجوری که باهام رفتار کنی نمیام خونه ی بابام
انقدر استعداد دارم که بتونم استقلال داشته باشم."
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
3:56 نويسنده
3ilent
داشتم از پشت نماز خوندنشو نگاه میکردم
یدفعه برگشت گفت پاشو برو نماز بخون.
گفتم آرایش، لاک ... طول میکشه پاک کنم.
گفت پاشو برو، منم دلم میخواد نگات کنم، فقط تو؟
رفتم وضو گرفتم تقریبا بعد از یسال.
گفتم خدایا همین پارسال بود اومده بود.
سر همین سجاده استخاره گرفتم واسه خوشبختیم؟
چیزی رو به زور ازت نخواستم. خودت درستش کردی.
حالا یسال گذشت، اول ازت ممنونم، دوم خوشبختیمون
فراموش نشه لطفا :) ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
رنگ خُدا,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
2:2 نويسنده
3ilent
گفت بذار چهار، پنج تا دیگه زن بگیرم
گفتم که چی بشه؟ گفت تو ملکه شون باشی
بهشون دستور بدی :D
گفتم نه جدی دوست داری چند تا زن داشته باشی؟
گفت کدوم مَرده که دوست نداشته باشه؟ سریع
پشت بنده حرفش روشو برگردوند که نگاه سنگینمو نبینه :D
یکم نگاش کردم گفت البته بجز من. دلم میخواد اگرم یروز
چند تا زنگرفتم، همه شون یه شکل باشه. قبوله؟ گفتم نوچ ...
گفت همشون شبیهِ تو، قبول نیست؟ گفتم نه ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
1:1 نويسنده
3ilent
گفت دوسم داری؟ گفتم اوهوم ...
گفت با چی عوضم میکنی؟ گفتم هیچی.
گفت پول، طلا، خونه، ماشین، آفتابه؟
گفتم هیچ کدوم ... گفت تمومِ دنیا؟ گفتم نوچ ...
گفت اگه بیان بگن انگشت کوچیکه ی پای منو بدی
تموم دنیا رو بهت میدیم، چی؟ گفتم نه ...
گفت یکم فکر کن خب... گفتم نه :D
یکم فکر کرد گفت خوبه من قبول میکنم :)
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
1:1 نويسنده
3ilent
گفت اگه قدت کوتاه بود و بعدش
میومدی تو آشپزخونه برام غذا درست کنی
از پشت نگات میکردم با خودم میگفتم نگاه کیو گرفتم.
اصلا اونوقت توی فامیل و مَردُم زشت بود.
الان احساس غرور دارم...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
0:0 نويسنده
3ilent
(دعوا) میکنم، (بحث) میکنم
(لج) میکنم، (قهر) میکنم
ولی با دنیا (عوضت) نمیکنم.
فَريـــ ـآد:
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶
ساعت
10:10 نويسنده
3ilent
من از اون دسته از آدمها هستم که وقتی
بارون می باره، چتر نمیگیرم رو سرم ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
پچ پچ
+
تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶
ساعت
1:1 نويسنده
3ilent
چشماشو آروم بست و گفت خیلی خسته م ...
گفتم دردِ این چشمای خسته ت به جونم :)
بغلم کرد گفت کاش میشد تا صبح اینجوری بخوابی :(
گفتم یعنی بیست و چند روزِ دیگه ما مالِ همیم؟
یعنی دیگه استرس دیر نشدن و زود رفتنو نداریم؟
یعنی دیگه همینجا، تو همین خونه...
از سرِ کار که برمیگردی اینجا میای پیشم؟
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶
ساعت
1:1 نويسنده
3ilent
عشقِ صورتیِ من ...
تو خوابی و صدایِ رعد و برق خیلی بلنده
تو خوابی و بارون خیلی شدیده
تو خوابی و من اینجا بیدارم
تو خوابی و من میترسم :(
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ,
عشق یعنی تو
+
تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶
ساعت
0:0 نويسنده
3ilent
با اینکه کنارم نیست و نمی بینمش
ولی وقتی خواب باشه میفهمم ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۶
ساعت
0:0 نويسنده
3ilent
خدایا شکرت بخاطرِ آرامش :) فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
رنگ خُدا,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
21:21 نويسنده
3ilent
اینکه هست، همین چند کوچه آنطرف تر ...
ولی با گول زدنِ خود، که فکر کن این نزدیکی ها نیست
همان چند کیلومتر آنطرف تر است، خود را به سمتِ کم توقعی
و آرامش، سوق خواهم داد ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
21:21 نويسنده
3ilent
همسایه بغلی اومده دَمِ دَر
کابینت و کتابخونه و همه چیو دیده
که کپی برداری کنن از دکوراسیونِ ما
تهش میگه خوش سلیقه این :/
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
20:20 نويسنده
3ilent
زُل زدم تو چشایِ خسته ش
بهش گفتم ما مالِ همیم؟ تا قیامِ قیامت؟
بغض کرد، اشکاش اومد پایین...
گفت معلومه که مالِ همیم، اشکامو پاک کن
حرفای خوب بزن برام ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
20:20 نويسنده
3ilent
میگفت خیلی قدیم ترها یه پسرو که میبردن خواستگاری
خونواده ی دختر، روزِ خواستگاری؛ دختر خوشگلشونو
به داماد نشون میدادن همینکه داماد میپسندید
روز عروسی، دخترِ بدشکلو نصیب داماد میکردن :D
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
12:12 نويسنده
3ilent
دو کیلو بیشتر از دو رقمِ آخرِ قَدَمم :)
ده کیلو کمتر از دو رقمِ آخرِ قدم شم
بازم فکر میکنم چاقم :(
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
11:11 نويسنده
3ilent
عشقِ صورتیِ من ...
با بغض بخون: "هیچ چیز و هیچکس
نمیتونه بینِ ما جدایی بندازه ..."
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
11:11 نويسنده
3ilent
اونایی که منو بیشتر از همه دوست دارن
بیشتر از همه هم نگرانِ کوتاه شدنِ موهام هستن :)
میگفت خاله تورو خدا عروس شدی، موهاتو کوتاه نکنی ها :(
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
عروسکی به نام راشين,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
10:10 نويسنده
3ilent
از سرِ کار میاد سه چیز و چک میکنه :)
موهام، ابروهام، گوشام :D
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
10:10 نويسنده
3ilent
عشقِ صورتیِ من ...
میدونی عزیزم؟ همونطوری که من مَرد نیستم و خیلی چیزا رو
نمیدونم! تو هم زن نیستی و خیلی چیزا رو نمیدونی!
نمیدونی دلبری کردن برای کسی که عاشقته، برای اون یه
جفت چشم، چقدر قشنگه. وقتی نگات میکنه، وقتی ذوق میکنه.
وقتی لذت میبره از لباسات، آرایشت، تنت، از کنارت بودن.
نمیدونی چقدر حس خوبیه. آدم حس میکنه ملکه ی شاه جهانه.
عزیزترینم یکم دقیق تر شی کاملا متوجه میشی که
دنیای زنانه ی من چقدر کوچیکه ...
یه روز این لباس، یروز اون لباس. یه روز آرایش اینجوری،
یه روز آرایش اونجوری. یه روز سرکش، یه روز رام.
یه روز با خنده، یروز با گریه. اینا همش به خاطرِ توعه.
به این خاطره که بگم مَردِ مَن میدونم خسته ای،
میدونم ذهنت درگیره، میدونم کلافه و بی حوصله ای. میدونم ...
ولی من اینجام، حواست به منم باشه، درکم کن
عاشقانه باهام زندگی کن، مَن "توجه" میخوام ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
9:9 نويسنده
3ilent
عشقِ صورتیِ من ...
دلم میخواد هر اندازه که شب و روز توی عمرم هست
هر صبحم با دیدنت شب شه و هر شبم با دیدنت، صبح ...
جانانم ...؟ اصلا میدونی وقتی نبینمت ...
نه این صبح، صبح میشه! نه شبام، شب؟
ندیدنت، کلِ سیستم جهانو بهم میریزه!
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ,
عشق یعنی تو
+
تاريخ سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
8:8 نويسنده
3ilent
همینم مونده بود به تلاش کردنم حسادت بشه :/ فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
پچ پچ
+
تاريخ دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
0:0 نويسنده
3ilent
انگشت کوچیکه ی دستشو به زور میکرد تو سوراخِ دماغم
با یه تعجبی میگفت چقدر سوراخِ دماغت کوچیکه!!!
میگفت انگشت شصت پامو کردم تو سوراخِ دماغِ خواهرم :)
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
23:23 نويسنده
3ilent
باید حتما این بحث ها پیش میومد
که من و تو عاشق تر از قبل شیم.
که من و اینا قدر همو بیشتر بدونیم.
که اونا بیشتر خودشونو نشون بدن.
که توام اونارو بهتر بشناسی.
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
23:23 نويسنده
3ilent
به قدرتی رسیدم که هیچکس و هیچ چیز
تواناییِ ناراحت کردنِ منو نداره، جز "تو" ...
فَريـــ ـآد:
خط خط های بی صدا,
عاشقانه های صورتی,
پچ پچ
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
23:23 نويسنده
3ilent
- تو از خواهرت تشکر کردی حالش بهم خورد؟
ترجمه: تو احوال خواهرت را جویا شدی بخاطر حال ناخوشش؟
- به بابام تهمت نزنی ها!
ترجمه: به بابام حرف نزنی ها ...
- بابام وطنش مو داره!
ترجمه: بابام بدنش مو داره :)
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
عروسکی به نام راشين,
پچ پچ
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
23:23 نويسنده
3ilent
باید میگفتم آره ننه جون شما گولِ ظاهرِ ساده مونو خوردی
فکر کردی با بَبو طرفی، همینکه دیدی نه بابا از پشت کوه نیومدیم
ماهم یه چیزایی حالیمونه، کِنِف شدی ...
فَريـــ ـآد:
خط خطی های بی صدا,
پچ پچ
+
تاريخ یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۶
ساعت
22:22 نويسنده
3ilent