تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
(اگر يک شب خدا بودم ...

خدايی ميشدم که خدايی کردن نمی داند) ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, زنگ انشاء
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ سه شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۳ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
سلام عروسکـــ ـَم ...

بعد ها که تو به دنيا بيايی ...

مادر هم , درست به قدر تو کوچک خواهد شد ...

کوچک ميشود که بيشتر بتواند درکت کند و کنارت باشد ...

از همين حالا ميتوانی روی دوستی ام حساب کنی عروسک قشنگم ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ بعد ها که تو بزرگ شوی , من باز هم کوچک ميشوم و اينبار نوبت توست که تنهايم نگذاری ...

+ ( گالری تصاوير ) ...

 


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, مادرانه های سبز آبی, گالری تصاوير
+ تاريخ دوشنبه سی ام تیر ۱۳۹۳ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
بايد يک نفر باشد که بداند ,

 بيســـ 20 ـــت سال حسرت شاخه ای گُل به دلــ ـَت مانده ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ ( تقديمـــ بهــ شمـا ... )


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, ماه شب 14, 3ilent گرافی, گالری سکوت
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 17:17 نويسنده 3ilent
پاک ميکنم نوشته های بی احساس را ...

احساس که نباشد , نوشتن هم بی معناست ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 15:15 نويسنده 3ilent
 منـــ ــ ـ " غريبم با " منـــ ــ ـ " ـيت خويش ...

 ميخواهم در ميانِ همين " فَريـــــآد ـهایِ بيـــــصدآ ",

دفن کنم " منـــ ــ ـ " ـيت گذشته ی تلخم را...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا
+ تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۳ ساعت 2:2 نويسنده 3ilent

20 سالی گذشت ...

21 سالگی مبارک ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, 3ilent, تولدم مبارک, تايپو گرافی
+ تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۳ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
ميدانم بعد ها که "تـــ ــ ـو" بيايی بايد اين 90 دقيقه های دوست نداشتنی را تحمل کنم...

تو مدام اصرار ميکنی که بگذارم 90 دقيقه چشمانت را از من قرض بگيری و من مدام ناز ميکنم...

تو پيروز ميشوی و خودت را آماده ميکنی برای 90 دقيقه فوتبال...

و من خودم را آماده می کنم برای 90 دقيقه زُل زدن به "تـــ ــ ـو"...

تو روبروی تلويزيون با هيجان مينشينی...

و من آن دورتر ها غُر غُر کُنان در آشپزخانه مراقب تک به تک حرکاتت هستم,

مدام در دل قربان صدقه ات ميروم و 90 درجه بيشتر دوستت ميدارم...

ناگهان در اين ميان دلم شور ميزند و نگران ميشوم,

که مبادا چشمانت به آن رنگ سبز زمين عادت کند و رنگ چشمان مرا از خاطر ببری...

الکی برای خودم کار ميتراشم و وانمود ميکنم که از پس انجامشان بر نمی آيم...

مدام تو را صدا ميکنم که مبادا اين دقايق , مرا زيادی از تو دور کند...

 گاهی هم کنارت مينشينم و طرفدار همان تيمی ميشوم که تو طرفدارش هستی...

برای 90 دقيقه هم که شده خانه ی غبار گرفته از سکوتمان را پُر از صدا ميکنيم,

و کنار هم 90 دقيقه خاطره ميسازيم...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ 90 دقيقه به من زُل بزن , من تضمين خواهم کرد که 90 سال بيشتر دوستت داشته باشم...

+ آدمکها بهانه اند برای نوشتن... مينويسم که اين کلمات را تزيين کنم برای آمدنت...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های بی معشوق
+ تاريخ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۳ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
چقدر کم توقع شده ام ...

نه آغوشت را می خواهم ...

نه يک بوسه ...

و نه ديگر بودنت را ...

همين که بيايی و از کنارم رد شوی کافيست ...

مرا به آرامش می رساند ...

حتی اصطکاک سايه هايمان ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ ( گالری تصاوير ) ...


فَريـــ ـآد: گالری تصاوير
+ تاريخ جمعه بیستم تیر ۱۳۹۳ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
تنـــ ــ ـهايی در ازدحام آدمکـــ ـها ...

دَرد تنـــ ــ ـهايی را دو چندان می کند ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا
+ تاريخ جمعه بیستم تیر ۱۳۹۳ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent

خط چين های سفيد کدام جاده را دنبال کنم

که درختانش قامت تو را در آغوش کشيده باشد...؟؟؟

به گمانم بايد اينبار خودم دست بکار شوم...

اين خط های تکه تکه را از شاخه شاخه ی جاده ها بچينم

و بی هيچ فاصله ای تا ابد کنار هم بنشانمشان...

کسی چه ميداند , شايد اينبار من و تو هم به هم نزديکتر شديم...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ چرا يکی از همين خيابان های شهر اتفاقی چشمان مرا به تو نميرساند...؟؟؟


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ جمعه بیستم تیر ۱۳۹۳ ساعت 17:17 نويسنده 3ilent
"منـــ ــ ـ" که از اينجا نمی روم ...

"تـــ ــ ـو" هم که هيچوقت نمی آيی ...

ميخواهم بدهم دَرهایِ بـــ ـی دستگيره بسازند برای اين خانه ...!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ ( گالری تصاوير ) ...


فَريـــ ـآد: گالری تصاوير
+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 3:3 نويسنده 3ilent
در آخرين خداحافظی بوسه هايم را با خودت کجا بردی...

 که امروز در انتظار بوسه ای , اينچنين به لب هايم خيره ماندی...؟

فرياد چشم هايم را در کدام گورستان زنده به گور کردی...

که امروز در انتظار نگاهی , اينچنين به چشمانم خيره ماندی...؟

دفتری را که "دوستت دارم هايم" را برايت سر مشق زدم کجا جا گذاشتی...

که امروز يادت افتاده بايد مشق هایِ ننوشته ات را دقيق بنويسی...؟

دستانم را در ميان کدام خاطراتت رَها کردی...

که امروز در انتظار دستانم , اينچنين در پِی من هستی...؟


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 2:2 نويسنده 3ilent
فاصله ها را کنار بزن...

 بيا و کنارم بنشين , نزديک تر از هميشه...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent

 همهـ یِ ساعتـــ ــ ـهایِ شهـــ ـر را بهـ قتلـــ خواهمـ رساندـ ...

و بجایِ تکـــ بهـ تکـــ ـشان ساعتـــ ــ ـهایِ بــ ـی عقربهـ خواهمـ ساختـــ ...

که نَه بيمـــ ـی برای ديدنـــِ کابوســـ هایِ رفتنـــ ــ ـت داشتهـ باشمـ ...

و نَه به اُميـــ ـدِ آمدنـــ ــ ـت , خيره خيره در آنها غَرقـــ شومـ ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, متهم, 3ilent گرافی, گالری سکوت
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
اينـــ روز ـها خودمـــ ــ ـ را سوژهـ یِ گالریِ پُرترهـ یِ عکســـ ــ ـهايمـ کردهـ امـ ...

با اينکهـ ميدانمــ ممکنـــ استـــ روزی در ميانـــِ يکی از همينـــ عکســـ ــ ـها,

خودمـــ ــ ـ را برایِ هميشهـ جـــ ــ ـا بگذارمـ ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, متهم
+ تاريخ یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
بايد يکی باشد ...

که بلد باشد دل تو را با خودش ببرد آن دورتر ها کنار خودش ,

که در تمام لحظه های نبودنش دلت گرفته باشد ...

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عروسکی به نام راشين
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ جمعه سیزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
شايد روزی کسی پيدا شود که...

مدام به من خنديدن را يادآوری کند...

بگويد بخند تا چالِ کنارِ لَبـــ ــ ـ هايت را بوسهـ بکارم...

بگويد بخند تا آن نشانه یِ کوچکِ سمتِ چپِ لَبـــ ــ ـ ـت را بردارم و

سمت چپِ سينه ام درست روی قلبمـــ ــ ـ نشانهـ ی تو را بگذارم...

بگويد بخند تا با خنده هايت همه بخندند و باز هم به همه آرامش دهی...

بگويد بخند که با خنده ناز تر ميشوی...

شايد روزی کسی پيدا شود که...

منـــ ــ ـی که هستم را بخواهد , نه منـــ ــ ـی را که دوست دارد باشم...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های بی معشوق
+ تاريخ جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ ساعت 1:1 نويسنده 3ilent
تلخ ميگذرد روزهايی که کنارم نيستی ...

اما شب ها خواب را بر چشمانم حرام ميکنی ...!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
قهر ميکنم تا با تهديدهای شيرينت بستنی ام را بخورم ...

تو که باشی من جادوگر خواهم شد...

تمام بستنی های شهر را جادو ميکنم که زودتر آب شوند...

که دستانمان هم طعمِ وانيلی پسته ای بگيرد و تند تند زبان بزنيم که مثلا پاک شود...

تو که باشی من دل تنگ خواهم شد...

برای طعم آن بستنی که نکند ديگر تکرار نشود بغض ميکنم و چشمانم را از تو ميدزدم و

مثل دختر کوچولوهایِ بهانه گير زير گريه ميزنم...

 تو که باشی...

اشک های من بهانه ی خوبيست برای رسيدن دست هايمان به هم...

و من برای تمام بستنی ها وِرد ميخوانم که وقتی دستانِ شيرينمان به هم ميرسند

آنقدر دستهايمان را به هم بچسباند که ديگر نتوانی دستانت را از من بگيری...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ ( گالری تصاوير ) ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش, گالری تصاوير
+ تاريخ پنجشنبه پنجم تیر ۱۳۹۳ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
مگر رفتنت را از خاطر بُرده ای...!

 که حالا پس از گفتن هر "خداحافظـــ ـی"

نگاه گرمت را به چشمانِ يخ زده ام گره ميزنی...?؟


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent

اين روزها اشک و لبخندهايم بی رنگ اند ...

حتی ديگر کاری از دست تو هم بر نمی آيد ,

اما از دستِ چشمانت ...

نميدانم ...!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش, تصوير سازی, گالری سکوت
+ تاريخ چهارشنبه چهارم تیر ۱۳۹۳ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
نميدانمــ چرا هيچــ "دوستتـــ ــ ـ دارمــ ـی" ...

 طعمــِ "دوستتـــ ــ ـ دارمــ" گفتن هایِ تـــ ــ ـو را نميدهدـ ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ یکشنبه یکم تیر ۱۳۹۳ ساعت 15:15 نويسنده 3ilent