تـــمام رازھایم را داده ام، خانہ ای گرفتہ ام در سکوتـــ ...
میگفت فقط با تو باشم خوش میگذره.

اینکه کجا باشیم مهم نیست :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 16:16 نويسنده 3ilent
وقتی برای بدست آوردنت تلاش میکنه.

بیشتر قدرتو میدونه، بیشتر به دلش میشینه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 15:15 نويسنده 3ilent
روبروی هم نشستیم

دستامو گذاشتم تو دستاش

انگشتامونو به هم قلاب کردیم

پیشونیمونو به هم چسبوندیم

چشمامونو بستیم و دعا کردیم

اینجوری سالمون رو تحویل کردیم.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 14:14 نويسنده 3ilent
سالِ نود و پنجِ عزیز ...

با تمام گریه ها و بغض ها و دلتنگی ها

سالِ خیلی خوبی بودی چون عشق رو نشونم دادی.

عاشقی کردن و گذشت و فداکاری و مهربونی و ...

خیلی چیزای دیگه یادم دادی.

باهم خندیدیم، باهم گریه کردیم

ترسیدیم بخاطر از دست دادن همدیگه

ولی تهِ تهش بازم دستامون تو دستای هم بود.

تو هر لحظه، تو هر حال. ممنون عزیز نود و پنجِ عزیز.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent
دقایقِ پایانی نود و پنج

بازم دستامون تو دستایِ هم ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 13:13 نويسنده 3ilent
هرکسی با رفتاراش

نشون میده که چقدر ارزش داره.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 12:12 نويسنده 3ilent
میگه یجوری راه میری انگار از آسمون افتادی زمین.

زیادی صاف راه میری، یکم افتاده راه برو...

گفتم من همینم، همینجوری دیده بودیم :)

گفتم حالا خدایی بدت از راه رفتنم میاد؟

گفت نه بخدا دوست دارم، با غرور راه میری.

فقط وقتایی که بحثمون میشه با غرور روتو اونور میکنی

دوست دارم بزنمت :D


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 10:10 نويسنده 3ilent
حرصِ بی عقلیِ بقیه م من بخورم؟!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
گفت:

من داداشتم محرمتم راحت باش عزیزدلم


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 6:6 نويسنده 3ilent
دوساله ندیدمت و ازت بی خبرم

ولی تولدتو یادمه، درست برعکسِ تو :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, برادری که هميشه کم دارمش
+ تاريخ یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 0:0 نويسنده 3ilent
همینکه صداشو میشنوم

همه چی یادم میره ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عنوان قیصر امین پور, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 23:23 نويسنده 3ilent
- عاشقتم ...

+ عشق از رفتار معلومه.

از رفتارِ توهم کاملا مشخصه :)

- ببخشید دیگه خو خو

+ بخشیدمت ولی مهم نیست.

از این بدترهم رفتار کنی مهم نیست.

کم کم ازت دور میشم. اونقدر که ناراحت نشم :)

مشکل از تو نیست عزیزم، مشکل از منه!


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
انقدر دوسش دارم.

اون قوی شده و من ضعیف ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 21:21 نويسنده 3ilent
خوابیده بودم، خوابام تاریک بود.

چشمام هیچ جا رو نمیدید، همه جا صدا بود.

یه دختر بچه ی هفت، هشت ساله روی همین تخت

نشسته بود و داشت گریه میکرد. منم موهای قهوه ایِ

بلندشو گرفته بودمو زار زار برای تنهایی هامون گریه میکردم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 20:20 نويسنده 3ilent
دلم میخواد خودم باشم.

دلش میخواد نقش، بازی کنم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
گفت دیگه دستتو نمیگیرم...

منم دستشو نگرفتم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 14:14 نويسنده 3ilent
وقتی ناراحتت میکنه و غرورتو میشکونی براش

تو تنهایی هات بغض میکنی، گریه میکنی، بخاطرِ غرورت ...

ولی وقتی ناراحتت میکنه و با غرور و بی تفاوتی لبخند میزنی :)

تو تنهایی هات فقط بغض میکنی و یخورده بعدش حالت خوب میشه.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 14:14 نويسنده 3ilent
بیخیالِ حرف های مَردُم

بیخیالِ نارضایتی های بقیه

بیخیال همه چی و همه کس

خودمو دنیایِ کوچیکمو عشقه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 14:14 نويسنده 3ilent
کاش یکی بیاد بگه

دقیقا چجوری باید با یه مَرد رفتار کنی

که هم مغرور باشی و هم مهربون ...

من وقتی مهربون میشم، غرورمو یادم میره :(


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
+ تاريخ شنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 2:2 نويسنده 3ilent
گفتم یاد بگیر چیزای قِری فِری واسم بخری، ذوق مرگ میشم.

گیره سر، کشِ سر، دامنِ پُف پُفی، پیرهن گُل گُلی و...

کلا در همین حددنیام فانتزی و کودکانه ست.

با چیزای کوچیک، دلم شاد میشه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 20:20 نويسنده 3ilent
تو اتاق نشسته بود، درِ اتاق نیمه باز بود.

مثلِ بچه ها پشتِ در قایم شدم و سرمو کج کرده بودمو

با مظلومانه ترین شکلِ ممکن نگاش میکردم و اعتراف میکردم.

کلی غُر زد، منم خودمو مظلوم کرده بودم که دلش بسوزه.

میگفت من چجوری برم سرِ کار تورو تنها بذارم؟

یه هفته برو خونه ی مامانِ من، یه هفته برو خونه ی مامانِ خودت.

اینجوری خیالم راحت تره :)

میگفت خوبه راه رفتی شکوندیش، فردا اگه بخوای جارو

یا گردگیری کنی چی؟ واسه زبون درازی یه متر زبون داری

ولی موقع کار کردن دست و پات مثلِ شیلنگه :)

میگفت گلدون شکست فدایِ سرت، خونمون چوبیه.

تا برمیگردم دست به گاز نزنی ها :D


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
اولین شکستنیِ خونمونو شکستم.

همون گلدون سفیدِ که با کلی عشق خریده بودیم.

اولش باورم نشد که شکسته، همینجوری نگاش کردم.

بعدش میگفتم کاش میشد مثلِ روز اول شه.

تیکه هاشو گذاشتم کنار هم. دیدم یه جاش سوراخه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
چه آرامشی داری وقتی پیشته.

حتی اگه خواب باشه :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ جمعه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 15:15 نويسنده 3ilent
گفت با شوهرت مثلِ رفیقین یا رودروایسی دارین؟

گفتم رفیقیم، از کورس گذاشتنش با دخترام خبر دارم :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 22:22 نويسنده 3ilent
میگفت انقدر روت غیرت دارم

که حاضر نیستم تو تلگرام با همجنسام هم گروه بشی.

گفت خدایی تو اینطور نیستی؟

گفتم معلومه که هستم ...

الان عذاب وجدان گرفتم بخاطر این وبلاگِ پنهونیم...

دلم میخواد از اینجام برم، ولی سخته :(


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 19:19 نويسنده 3ilent
+ عاشقی؟

- نه دیگه؟

+ یعنی عاشقش نیستی؟[!]

- آدم تو زندگیش فقط یبار عاشق میشه.

.

.

.


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, پچ پچ
ادامه ی فَريـــ ـآدها
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
صداش کردم میگه بله قربان :)

بعد میگه همه جا باید بگی بله قربان.

سر کار میری، بله قربان. میام پیش تو، بله قربان

قربانِ اصلی تویی :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 11:11 نويسنده 3ilent
امروز حوصله نداشتم

همش میگفت خب دوستم داشته باش ...


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 20:20 نويسنده 3ilent
گفت چرا آرایش نکردی؟

گفتم تصمیم گرفتم به خودم نرسم.

گفت بدونِ آرایش هم خوشگلی :)


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent
گفتم بنظر من فقط اونایی که

سوراخِ دماغشون کوچیکه، باید قلیون بکشن.

مابقی انگار دودِ قطاره، خیلی بدشکل میشن :(


فَريـــ ـآد: خط خطی های بی صدا, عاشقانه های صورتی, پچ پچ
+ تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۵ ساعت 18:18 نويسنده 3ilent